مرتضى راوندى
45
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دليل عقيدهء باطنى نمىشمردند و براساس اين فكر هيچيك از گروه بنىاميه ، شيعه و خوارج را تكفير نمىكردند بلكه آنها ، به عموم افراد بشر خوشبين بودند و مىگفتند خدا بندگان خويش را بهتر مىشناسد و خود كيفر و پاداش آنها را خواهد داد . . . » « 1 » نظرى كلّى به جريانات فكرى و فلسفى در ايران يكى از مباحث جالب و دلنشين تاريخى ، مطالعه در جريانات فكرى و فلسفى در ايران بعد از اسلام است . به نظر يكى از پژوهندگان ، غلبهء عرب و اسلام ، تحوّل كيفى و گاه مثبت در جامعهء ايران كه در چارچوب رژيم كاست و شيوههاى تئوكراتيك ( مذهبى ) و آريستوكراتيك ( اشراف منشانه ) شاهان و اشراف ساسانى منجمد شده بود ايجاد كرد اختلاف طبقاتى و حدود و قيود پيشين رو به سستى نهاد ، و نيروى خلّاق مادى و معنوى مردم را تا حدى آزاد ساخت . در دوران پس از تسلط عرب و اسلام و بعد از آنكه ايرانيان استقلال خود را كمابيش در اطراف و اكناف كشور به كف آوردند ، ايران مركز رستاخيز معنوى بزرگى شد و نقشى مهم در پيشرفت تمدن انسانى ايفا كرد ، جمعى از شرقشناسان آن را در رديف نقش يونان در عهد عتيق مىشمارند . از قرن چهارم تا هفتم هجرى ، ايران پرورشگاه بزرگترين فلاسفه و علماء عصر ، مانند فارابى ، ابن سينا ، بيرونى ، رازى ، خيام ، غزالى ، فخر رازى و خواجه نصير الدين طوسى بود . علت اين رستاخيز معنوى روشن است . فتوحات عرب ، تمدنهاى مختلفى را به هم پيوند داد . ميراث معنوى يونان و روم و بيزانس و هند و ايران و سوريه و مصر همه و همه در يك انبيق عظيم درهم آميخت و با اينكه اعراب مسلمان ، كه خود در سطحى به مراتب فروتر از سطح تمدن كشورهاى مفتوحهء خويش قرار داشتند ، مدعى بودند كه كتاب خدا يعنى قرآن و احاديث قدسى و نبوى كافى است و به بيش از آن نيازى نيست ، و بدين بهانه نيز كوشيدند تا در شرق و غرب خزاين گرانقدر كتب را نابود كنند . به تدريج در اثر مقاومت عنودانه و زيركانه و فداكارانهء خلقهاى مغلوب ، مجبور شدند گام به گام عقب بنشينند . در اين فتح معنوى ، ايرانيان ، كه از طريق ترجمهء آثار متعدّد فلسفى و ادبى به تدريج فكر و روح خود را در جهان تحت فرمان خلفاى عرب ، رخنه مىدادند نقش بزرگى داشتند و اين موالى مجاهد و پيشرو در مدتى كوتاه ، زمام حيات ايدئولوژيك جامعه را در دست گرفتند . چنان كه حتى در ايام امويان علم اسلامى مانند فقه ، در انحصار موالى ايرانىنژاد بود و سيطرهء معنوى ايرانيان در عرب فاتح ، احساس بغض نژادى سختى را برانگيخت و آنهمه صحنههاى شگرف نبرد شعوبيّهء عرب و ايرانى را بوجود آورد .
--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از پرتو اسلام ، ج 1 ، ص 325 به بعد .